خرید بک لینک
دوالیسم یا دو گانه انگاری بیان میکند که انسان دارای دو جنبه مختلف جسم و ذهن است و ذهن انسان جنبه فیزیکی ندارد. در طول تاریخی مواضع زیادی در این مورد گرفته شده است که در این پست به اختصار چند استدلال را بیان میکنیم:

1- استدلال ذهنی
اگر دو چیز دارای ویژگی های گوناگون باشد این دو نمیتوانند دقیقا یک چیز باشند این به همان قانون هستی شناختی لایبنیتز هم مشهور است که زمانی x=y خواهد بود که همه ویژگی های x همان ویژگی های y هم باشد به بیان منطقی و صوری : الف) اگر x همه ویژگی های y را داشته باشد آن دو یکی هستند ب) x , y یک چیز هستند اگر x,y ویژگی های یکسان داشته باشند .این استدلال بر این اساس است که ذهن حالت متفاوتی از پدیده ها را درک میکنند که جسم مادی نمیتواند درک کند. حوادث روحی دارای کیفیت خاصی هستند که فیزیکی به نظر نمیرسند و نمیتوان چیزی بعنوان کیفیت حوادث qualia را به جنبه فیزیکی تقلیل داد
Why don't we perceive our brain states?
ژورنال تندف آنلاین
http://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/09541449208406240

2- استدلال علوم خاص
اگر دوالیسم درست باشد پس باید علومی وجود داشته باشند که با فیزیک ناسازگار باشند و این علوم وجود دارند و روانشناسی یکی از آنهاست. زیرا فیزیک حالت قطعی دارد و روانشناسی کاملا نسبی است. بعلاوه فیزیک تجزیه و تحلیل کلی جهان است که در آن با مسئله چشم انداز کلی perspective روبه رو هستیم.مسئله این است که چشم انداز ما حالت ذهنی و روانشناسی دارد و نمیتواند فیزیکی باشد زیرا اگر فیزیکی باشد برای درک دنیای فیزیکی باید با همان متدولوژی روانشناسی عمل کنیم در حالیکه میدانیم متدولوژی این دو علم متفاوت هستند
Jerry Fodor and his Special Sciences
دانشگاه میشیگان
http://homepages.wmich.edu/~baldner/fodor1.pdf

3- استدلال زامبی
این استدلال توسط دانشمند بزرگ دیوید چالمز بیان شده است. ایده اصلی این است که میتوان وجود یک انسان کاملا فیزیکی را تصور کرد، اما این انسان بدون حالت آگاهی است و شبیه یک زامبی است زیرا همه چیزهایی که علم فیزیک مشاهده میکند و توصیف میکند در مورد یک زامبی ( انسان بدون آگاهی ) است. ساختن یک زامبی بر اساس کاملا منطقی است و هر چه احتمال p بودن یک زامبی ( همان ربات ها) بالاتر باشد احتمال اینکه آگاهی انسان مادی نیست هم بالاتر میرود
Explaining Consciousness: an Argument against Physicalism
دانشگاه بولینگ
http://scholarworks.bgsu.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1169&context=honorsprojects

4- استدلال هویت شخصی
این استدلال بر اساس تفاوت بین هویت و اشیا فیزیکی بیان شده است. برای مثال یک چاپگر را در نظر بگیرید: ما میتوانیم چاپگرهای مختلف را با هم مقایسه کنیم ، مثلا بگوییم این چاپگر از پلاستیک ساخته شده است ، چاپگر دیگری از ترانزیستورهای جدید ساخته شده است ، چاپگر سوم 70 درصد از پلاستیک و 30 درصد از فلز است و ... اما همین مقابسه را نمیتوانیم برای انسان ها انجام دهیم شخصی بنام فردریک را تضور کنیم که دوقلوی همزادی دارد که دقیقا از یک ژنتیک و اسپرم هستند ، آیا میتوانیم بگوییم که برادر فردریک 70 درصد خود فردریک است؟ خیر زیرا هویت هر فرد مخصوص به خود است و باعث استقلال دو فرد دو قلو میشود. پس با وجود فیزیک کاملا یکسان ، یک عاملی بنام هویت وجود دارد که فیزیکی نیست
John Locke on Personal Identity
پاپ مد
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3115296/

5- استدلال بر مبنای خردگرایی
این استدلال توسط فیلسوف بزرگ جهان ، الوین پلاتینگا و هاسکر تببین شده است . بدین شرح است که اگر ذهن ما فیزیکی باشد و تمام افکار ما ناشی از یک علت فیزیکی باشد ، در این صورت هیچ دلیلی برای درستی افکار خویش نداریم.زیرا در ماده چیزی بعنوان درست و غلط تعریف نمیشود. بنابریان هیچ دلیلی هم برای درستی گزاره " تنها ماده باوری درست است" نداریم وماتریالیسم به چالش می افتد.جان هالدین که دانشمند زیست شناسی است و خود کمونیست بود میگوید: اگر فرآیندهای ذهنی من به طور کامل توسط حرکت اتم ها در مغز من هدایت شود، من هیچ دلیلی ندارم که باورهایم درست باشد ... و از این رو من هیچ دلیلی ندارم که مغز من از اتم تشکیل شده باشد.
If my mental processes are determined wholly by the motions of atoms in my brain, I have no reason to suppose that my beliefs are true ... and hence I have no reason for supposing my brain to be composed of atoms.
دانشگاه ایالتی جورجیا
http://hyperphysics.phy-astr.gsu.edu/Nave-html/Faithpathh/haldane.html

6- استدلال کوانتومی
علم کوانتوم بر اساس مشاهدات زیادی همچون آزمایش دو شکاف و وایزمن و .. به این نتیجه رسیده است که اگاهی نقش تعیین کننده ا در حقیقت جهان دارد و بنیاد جهان ما را ماده تشکیل نمیدهد. مثلا در آزمایش Reinger type مشخص شد که تابع موج بدون مشاهده انسان فرو میریزد و این نشان میدهد که جهان ذهنی و ایده آلیستی است.
in ‘Reinger type’ experiments, the wave function is collapsed simply by your human mind seeing nothing. The Universe is entirely mental
ژورنال نیچر
https://www.nature.com/nature/journal/v436/n7047/full/436029a.html

آیا کیفیات ذهنی را می توان به ماده تقلیل داده و آنها را با ماده و فیزیک توضیح داد؟ همه ما حسی از رنگ مثلا "یک گل سرخ" داریم.این ادراک چگونه صورت می گیرد؟ در نگاه اول پاسخ ساده است، اما طرح چند سوال، این پرسش را به یکی از سخت ترین پرسش های تاریخ بشر تبدیل می کند! 1-سرخ بودن (رنگ) چیست؟ 2-چه کسی دارد این رنگ را می بیند؟ همین دو سوال برای برهم ریختن نظام فکریِ ابتدایی ما درباره جهان و در واقع برهم ریختن اعصاب ما برای یافتن پاسخ آن، کافیست!
در مورد سوال اول: می دانیم رنگ، مجموعه ای از امواج الکترومغناطیسی با بسامد خاص است که هنگام برخورد به رتینای چشم، انرژی خود را بصورت تکانه ها و پالسهای الکتریکی عصبی به مغز منتقل میکند.در ناحیه v4 کورتکس بینایی، اطلاعات مربوط به رنگ پردازش می شود و در اختیار آگاهی قرار می گیرد.اما این دانش ما از رنگ، چیزی راجب به خود "رنگ" نمی گوید! چطور این امواج چیزی را باعث می شوند که آنرا "رنگ" می بینیم؟اگر ذهنی وجود نداشت، آیا رنگ در طبیعت وجود داشت؟ کیفیت و مفهوم رنگ چگونه به وجود می آید؟؟ همین سوالات، عده ای از فیلسوفان مانند توماس نایگل ،ند بلاک و.. را متقاعد ساخته که کیفیات ذهنی(کوالیا) از جمله رنگ، قابل توضیح با ماده و فیزیک نیستند. پس فیزیکالیزم ،برای توضیح جهان ،کافی نیست.


برچسبها: اثبات خدا, برهان های وجود روح, ذهن فراماده, برهان های دو گانه انگاری

برچسب: برهان,دوالیسم, نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 8:27

صفحه بندی