خرید بک لینک
میخواهیم معنای زندگی در این "فکر" را مورد بررسی قرار دهیم. معنای زندگی از نظر اتیسمی مادی گرایی چیست؟ اگر انسان فقط یک رهگذر در این زندگی باشد ، پس اصلا وجود یا عدم وجود انسان چه اهمیتی دارد؟
شاید وجود یک انسان(شخص) دیگر مهم تر باشد. شاید وجود این شخص اثر مثبت تری داشته است و یا به اهداف تاریخی رسیده باشد. این ها همه فقط مسئله ي وقت است و گذر زمان آن را تعیین خواهد کرد و اصلا در زمان محصور گردیده است. ولی هر کدام از اینها چه اهمیت مطلقی دارد؟انقراض انسان همانند بقیه ی جانداران با نهایتی اجتناب ناپذیر و سرنوشتی انکار ناپذیر رو به رو است

بیایید با تصورات من سفر کنیم. معنای زندگی دایناسورها در چیست؟ شاید با هم زندگیی شبیه ما داشتند ، مجموعه هایی مثل ما کنار هم به هم دیگر کمک میکردند، ولی با این همه هزاران سال پیش منقرض شدند. میدانم میدانم که تاثیری بر روی کره ی زمین داشتند، دقیقا مثل بقیه ی موجودات دیگر.
حتما بر رو نظام ایکولوژی تاثیری داشتند ، ولی این امر چه اهمیتی دارد؟ واقعا وجود دایناسورها چه اهمیتی دارد؟؟ چه فرقی بین بودن یا نبودن آنها وجود دارد؟؟ اگر وجود نداشتند، شاید تغییراتی رخ میداد و موجودات دیگری به جای آنها(دایناسورها) رونق میافتند، ولی رستاخیز و سرنوشت همه ی موجودات اجتناب ناپذیر است.

در حقیقت در دنیای مادی محض ما ، فرقی بین زندگی یک دایناسور با یک مورچه یا انسان وجود ندارد.

دانشمندان میگویند که جهان در اثر بینگ بنگ به وجود آمده است. حالا بیاییم فرض کنیم که این انفجار رخ نداده است، چه تفاوتی میان بودن یا نبودن جهان وجود دارد؟ آیا در این "وجود" انسان دارای اهمیتی است؟؟ میدانیم مشهور این است که جهانمان به اعدام محکوم است، انرژی گرمایی تمام خواهد شد ، زندگی بر روی کره ی زمین یا هر کره ی دیگری تمام خواهد شد و این جهان برای زندگی مناسب نخواهند ماند ، پس اهمیت اتفاق افتادن انفجار بزرگ یا عدم آن در چیست؟ همان نتایج را در پیش دارد: زندگی وجود نخواهد داشت ، پس جهان همه بدون اهمیت مطلقی است ، پس انسان نسبتا چه قیمتی است؟!
همه ی پیشرفت علمیی که انسان به آن دست آورد ، خدمات انسانی و کمک ها ، تلاش های صلح سیاسی و عدالت ، موسیقی های فوق العاده ایی که در مرور قرن ها تدوین و نواخته شدند ، صحنه های زیبایی که لنزهای چشممان گرفته اند ، خاطراتمان با عزیزان دل هایمان و... خیلی چیزهای گران ، همه درخشش و معنای اصلیشان را وقتی که فقط محصور در ماده باشند دیگر چه معنایی دارند؟ پس علممان با علم میمون نماها چه تفاوتی دارد؟ و یا عشقمان با عشق موجود بین فیل ها چه فرقی دارد؟ و یا موسیقی هایمان با موسیی جیر جیرک های شبانه؟؟ همه، آن را جهان نابود خواهد کرد و راه فراری نخواهد بود....

تا حالا عمیق تر سفر کردی؟؟
یادت می آید با چه جراتی درمورد ادیان فکر می کرده ایی؟؟ میدانم هنوز شجاعتی در کار است ، پس سفر کن....

همانطور که ولیم لین کریگ در کتابش on Guard می نویسد:
با توجه به اینکه انسان همانند عدم پایان خواهد یافت ، پس ترسش خود عدم است. از این میتوان دید که هیچگونه تاثیر نهایی و مطلقی برای بودن انسان وجود ندارد ، پس حیاتش بلا معنی است

دیمن لینکر در مجله بریتانیایی theweek مینوسید: اگر آتئیسم درست باشد ، خبرهای بدی در انتظار ماست. آن وقت ما در جهان تنها هستیم و هیچکس صدای ما رو نمیشوند و به دعاهای ما پاسخ نمیدهد. آنوقت ما بطور کامل محصول حوادث تصادفی هستیم که هیچ کرامتی نسبت به حیوانات دیگر نداریم. ما با مرگ ناگهانی مواجه میشویم و در نهایت همه رنج ها و لذت هایمان بی معنی میشود. فکر کردن به اینها بسیار غم انگیز است
آتئیست ها نیاز به یک خالق را در وجودشان حس میکنند برای مثال استیون وایتبرگ ، فیزیکدان آتئیست میگوید که دلتنگ جهانی است که آسمان هایش شکوه خدا را توصیف کنند
nostalgic for a world in which the heavens declared the glory of God
https://courses.soe.ucsc.edu/courses/cmpe80e/Spring11/01/attachments/83


برچسبها: نقد آتئیسم, آتئیست چیست, پوچ گرایی در بیخدایی, آتئیست ها

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 12:19

صفحه بندی